مرضيه محمدزاده

802

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

* * * يارى نماند و كار از اين و از آن گذشت * آه مخدّرات حرم ز آسمان گذشت واحسرتاى تعزيه‌داران اهل بيت * نى از مكان گذشت كه از لا مكان گذشت دست ستم قوى شد و بازوى كين گشاد * تيغ آن چنان براند كه از استخوان گذشت يا شاه انس و جان تويى آن كه از براى تو * از صد هزار جان و جهان مىتوان گذشت اى من شهيد رشك كسى كه از وفاى تو * بنهاد پاى بر سر جان وز جان گذشت جانها فداى حُرّ شهيد و عقيده‌اش * كه آزاده‌وار از سر جان در جهان گذشت آن را كه رفت و سر به ره ذو الجناح باخت * اين پاى مزد بس كه به سوى جنان گذشت وحشى كسى چه دغدغه دارد ز حشر و نشر كه‌اش روز نشر با شهدا مىكنند حشر « 1 »

--> ( 1 ) - همان ؛ ص 212 و 213 .